دوشنبه ۹۶/۸/۲۹   Mon 17/11/20

دلایل شدت گرفتن افکار ناخوشایند در هنگام شب

چاپ مطلب بازدید : 806 شنبه ۱۰ مرداد ۹۴

چرا افکار ناخوشایند در طول شب به ذهن ما هجوم می‌آورند؟

دلایل شدت گرفتن افکار ناخوشایند در هنگام شب

شدت گرفتن افکار منفی

چرا افکار ناخوشایند در طول شب به ذهن ما هجوم می‌آورند؟

اختصاصی بیست ستون: 

چرا افکار ناخوشایند به ذهن ما هجوم می‌آورند؟ چرا این افکار در طول شب بیشتر نگران‌کننده و عذاب‌آور هستند؟ چرا هجوم افکار منفی در طول روز اتفاق نمی‌افتد؟

معمولا در هنگام شب و به خصوص بعد از رفتن به بستر، به یکباره تمامی افکار ناخوشایند و نگرانی‌هایمان رابه خاطر می‌آوریم، به‌طوری‌که خوابیدن به یک عمل زجرآور تبدیل می‌شود. جالب اینجاست که با طلوع صبح و بیدار شدن از خواب دیگر خبری از این افکار اضطراب‌ آور نیست.
آیا نگرش ما به زندگی در طول روز تغییر می‌کند؟
در ابتدا باید بدانیدکه بروز افکار منفی نوعی فرایند طبیعی مغز برای یادآوری مشکلات حل‌ نشده و اخطار در مورد خطرات قریب‌الوقوع است. سؤال اینجاست که چرا این مکانیسم دفاعی در طول شب فعال‌تر از روزاست؟ شایددلیل این باشدکه در طول روز فرصتی برای این کار به ذهنتان نمی‌دهید.

 آیا شماخودتان را بیش‌ از حد مشغول می‌کنید؟
 وقتی درشروع روز با مشغول کردن خودمان به فعالیت‌های روزمره از فکر کردن به مشکلات طفره می‌رویم، ذهنمان چاره‌ای به جز یادآوری آن‌ها از راه‌های ناخوشایند در طول شب ندارد. به‌طور کلی اگر مشکلات را نادیده بگیرید و حل کردن آن‌ها را به تعویق بیندازید، ذهنتان مانند معلمی سخت‌گیر، با تنبیه و حتی شکنجه شما را به فکر کردن برای حل آن‌ها وادار می‌کند. 

آیا با پرت کردن حواس خود، از فکر کردن به مشکلات اجتناب می‌کنید؟
مسلما فکر کردن به مشکلات و نگرانی‌ها برای هیچ کس خوشایند نیست. گاهی اوقات به محض هجوم افکار منفی، سعی می‌کنیم به نوعی حواس خود را به فعالیتی دیگر مثل بازی‌های ویدئویی، وقت‌گذرانی با دوستان و حتی غذا خوردن معطوف نماییم. این گونه رویکردها ممکن است در کوتاه‌ مدت مؤثر باشند ولی به زودی ذهن ما شورش کرده و موج عظیمی از افکار منفی ایجاد می‌کند تا ما را از نادیده گرفتن مشکلات باز داشته و به حل آن‌ها وادار کند.

شدت گرفتن افکار منفی

زمان‌بندی طبیعی مغز
به صورت طبیعی ما در شروع روز، شرایط فیزیکی و ذهنی بهتری داریم و به همین دلیل مغز ما این زمان را به انجام کارهای مفید اختصاص می‌دهد. مسلما با این زمان‌بندی طبیعی شانس بهتری برای بهبود وضعیت زندگی داریم وحل مشکلات آسان‌تر خواهد بود.
ولی وقتی روز به اتمام می‌رسد و ذهن ما درمیابد که در طول روزهیچ پیشرفتی نداشتیم و هیچ کدام از مشکلاتمان را حل نکرده‌ایم، شروع به یادآوری زمان از دست‌ رفته کرده و مشکلات مهم حل‌ نشده را پیش چشم می‌آورد.


افکار منفی همیشه در ذهن ما هستند

 افکار ناخوشایند و نگرانی‌ها در طول روز نیز همراه ما هستند ولی مشغله‌های روزمره و عوامل مختلف حواس‌پرتی باعث می‌شود که به آن‌ها توجه نکنیم. به محض اینکه برای خوابیدن وارد بستر می‌شویم، سکوت شب به افکار منفی اجازه ابراز وجود می‌دهد و به همین دلیل این‌طور به نظر می‌رسد که در همان لحظه به وجود آمده‌اند.

چگونه می‌توان از اوج گرفتن افکار منفی در طول شب جلوگیری کرد؟

برای این کار و متوقف کردن ناراحتی و رنج حاصل از آن، فقط یک را حل وجود دارد و آن حل به موقع مشکلات و جلوگیری از انباشته شدن آن‌ها و تبدیل‌ شدن به بار ذهنی است. ممکن است فرار کردن از مشکل در لحظه وقوع باعث آسودگی خاطر موقتی شود ولی دیر یا زود ذهن ما دوباره با تمام قوا به آن معطوف می‌شود و این بار نادیده گرفتن مشکل به راحتی امکان‌پذیر نخواهد بود.
البته راهکارهای زیادی برای تقویت ذهن و جلوگیری از آشفتگی و دستپاچگی در این مواقع وجود دارد که معمولا در قالب دوره‌ها یا کتاب‌های آنلاین ارائه می‌شود. حل هر مشکل در لحظه وقوع چندان عملی به نظر نمی‌رسد ولی به کمک تکنیک‌های افزایش اعتماد به‌ نفس می‌توان توان ذهنی در مقابله با شرایط بحرانی را افزایش داد. با تقویت ذهن، مدیریت افکار منفی و نگرانی‌های انباشته‌ شده آسان‌تر می‌شود و ما می‌توانیم تا حل نهایی مشکلات تسلط بیشتری بر وضعیت روحی خود داشته باشیم.

مترجم: محسن یزدانی

به تلگرام ما بپیوندید
میزان محبوبیت: 4.80(64 رای) | زمان دقیق: 2015-08-01T11:52:33+04:30
به اشتراک بگذارید معرفی به دوستان
ارسال نظرات
نطرات کاربران
معصومه
۱۳۹۶/۰۱/۲۸     ساعت ۱۵:۴۵
چگونه با افکار منفی رفتار کنم؟؟؟ سلام دوستان من یه دختر ۲۰ ساله هستم و عاشق حضرت مهدی.هرچندگاهی گناه کردم.اما خداشاهده گناهم شیرینی زندگی من نبوده و نیستو شیرینی زندگی من تن سلامته و مادری که خیلی دوستش دارم پدرمم هم هشت ساله فوت کرده.من الان هفت ساله که انسان هستم هفت سال به قبل رو ازش متنفرم چون یه سگ تو وجودم بود و وقتی متوجه شدم سریع اون سگ وجودم رو کشتم و خداروشکر الان هفت ساله که انسانیتم رو دارم حتی اگه سرم بره انسانیتم نمیره.حالا یک مشکلی دارم ممکنه کمکم کنید من یه مشکلی دارم اونم اینه که سه چهار ماهی میشه من توی ذهنمیه موضوعاتی میاد که حالم رو به هم میزنه تصویرها و صحنه های کثیفی مدام توی ذهنم تکرار میشن اونم به خاطر محیط بدی هست که دارم توش زندگی میکنم.من یه برادری داشتم که الان دیگه برای من یه غریبه ست و بمیره یا نمیره برام مهم نیست چون که سه سالی میشه که فهمیدم خوک گره و خوک بازه.امیدوارم بدونید منظورم از خوک گری و خوک بازی چیه من هم از وقتی فهمیدم باهاش قطع رابطه کردم و توی خونه اصلا بهش محل نمیذارم حدود چهارماه پیش توی رایانه مون متوجه شدم این خوک گری ها و خوک بازی ها رو میبینه و وقتی این صحنه های چرک و حیوانی رو دیدم گریه کردم که چرا باید یکی توی خونه ی ما اینجوری باشه و بعد از اون دیگه طرف رایانه نرفتم و الان دارم با لب تاب خودم دردم رو براتون مینویسم افکار های کثیفی که با انسانیت در تضاده و من تا زنده ام از این چیزها فراری و متنفرم و اصلا دنیای من این چیزها توش جایی نداره و به هرجیزی نگاه میکنم یا هرحرفی میزنم یا هرکاری میکنم این افکارها هم میاد توی ذهنم.من فقط یک دفعه چشمم افتاد روی خوک گری ها و خوک بازی های کثیف و به خاطرشون دیگه طرف رایانه ی لعنتی نمیرم و این خوک گری ها و خوک بازی ها اینقدر میان تو ذهنم که دچار تیک شدم یعنی پاهام هی بالا پایین میپره موهای سرم رو کندم.از بس که نخواستم بیان تو ذهنم هی بیشتر میان حتی سرنمازم هم هی میان تو ذهنم توی روابط اجتماعیم هم باز میان تو ذهنم و به همه جای بدنم تیک و تنش و اضطراب وارد میکنن.به خدا من حتی اگه کافر هم بشم باز هم این خوک گری ها و خوک بازی ها رو نه میبینم نه انجام میدم و نه روی من تاثیری دارن..به خدا من حتی اگه بفهمم خدا داره من رو با افکارم میسنج هرچقدر میخوام جلوشون رو بگیرم بدتر میشن اگرم بی اعتنایی به این افکار کنم توی ذهنم یه موجودی به من میگه تو حتما یه عیبی داری که این افکارهای کثیف توی ذهنت میاد اگه از خودت مطمین بودی این افکار به ذهنت نمی اومد و اینقدر این حرفا رو این موجودی که تو ذهنمه به من میگه که به مرز جنون میرسونم.به قرآن باور کنید من اصلا خواستار این افکار نیستم و این خوک گری ها و خوک بازی ها و هر حیوانیتی روی من بی تاثیره.اما چرا هی مدام به ذهنم میان و حتی من رو به خودم دچار سو ظن میکنند.دو تاخواهر دارم که از خودم بزرگتر هستن و چون من دختر مومنی هستم با من حرف نمیزننو چون اهل کفر و نا شکری میکنن.مادرم هم که با من خوبه اما حیف که نماز نمیخونه.هیچ دوستی هم ندارم که باهاش درد دل کنم.با هر کسی هم که حرف میزنم مدام به ذهنم این افکارهای کثیف خوک گری و خوک بازی و حیوانیت ها میاد و نمیذاره آروم باشم.به خدا هم صد دفعه گفتم که خدایا اگه من رو مقصر این افکارها بدونی و برام تکلیفی بذاری خودم رو میکشم.پول هم ندارم که برم روانش چند سایت جستجو کردم گفته بود این چیزها وسواس فکری جنسیه و بابتشون من تکلیفی ندارم.اما این موجوده که تو ذهنمه نمیذاره به خودم بقبولونم که وسواس فکری جنسی گرفتم و هی اذیتم میکنه هی بهم میگه اگه این افکار میاد تو ذهنت پس حتما تو ناپاکی و این افکار به تو ربط داره هی بهم میگه نه تو مقصر این افکاری و حتما این افکار به خاطر یه عیبی هست که داری.نمیذاره آروم باشم توروخدا کمکم کنین خواهش میکنم از من کمکتون رو دریغ نکنین.باز همتاکید میکنم که فقط اسم روانشناس رو نیارین چون پول ندارم.خودتون کمکم کنین.منتظرم و این رو هم بگن مه وقتی این افکار به ذهنم میان پاهام بالا پایین میپره یعنی تیک گرفتم و استرس خیلی بالایی دارم خواهش میکنم کمکم کنید باور کنین من هم مثل هر دختر دیگه ای فقط به جنس مخالف خود حس عشق و عاطفه و شهوت دارم اما مدام به ذهنم چیزایی میان که حالم رو به هم میزنن و وقتی بی اعتنایی میکنم ذهنم بهم میگه تو در خطری که این افکار سراغت میاد و به همه جای بدنم حمله و تیک شدید میشه بدون اینکه بخوام.کمکم کنید
عضویت در خبرنامه


    
کلیه حقوق این سایت متعلق به مجله اینترنتی بیست ستون وب سایت جامع خبری خانواده می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

سئو و بهینه سازی سایت توسط دکتر سئو