چهارشنبه ۹۶/۹/۱   Wed 17/11/22

زیربنای تربیت فرزندان موفق

چاپ مطلب بازدید : 612 جمعه ۲۱ فروردین ۹۴

اهمیت دادن زن و شوهر به یکدیگر، زیربنای تربیت فرزندانی موفق

زیربنای ‌تربیت فرزندان موفق

زیربنای<a class='specificlinks' href='http://www.bistsotoon.com/p/%d8%a7%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86' title='بهترین سن آموزش زبان 8 سالگی است'> ‌تربیت فرزندان</a> موفق

اهمیت دادن زن و شوهر به یکدیگر، زیربنای ‌تربیت فرزندانی موفق

اختصاصی بیست ستون: 

دوام و موفقیت ‌زندگی مشترک بیش از هر مسئله‌ی دیگر بر سرنوشت فرزندان خانواده تأثیر دارد و داشتن یک زندگی خانوادگی موفق و لبریز از ‌عشق، شرط اصلی ‌تربیت فرزندانی موفق است. ولی برای بسیاری از زن و شوهرها این گمان پیش می‌آید که با به دنیا آمدن فرزندان، رابطه‌ی احساس بین آن‌ها رو به نابودی می‌رود.

این دست از والدین با هدف ‌تربیت فرزندان موفق ‌ازدواج نمی‌کنند و صرفاً به دلایل احساسی و برآورده کردن نیازهای عاطفی شخصی به این کار اقدام می‌نمایند. در چنین خانواده‌ای بعد از به دنیا آمدن فرزندان و به دنبال آن اضافه شدن انبوهی از مسئولیت، زوجین به تدریج احساس می‌کنند که این نیازهای روحی دیگر چندان موردتوجه قرار نمی‌گیرد و همین مسئله باعث ضعیف شدن انگیزه‌ی اولیه برای تشکیل ‌زندگی مشترک یعنی ‌عشق دو طرفه می‌شود.


در شرایط عادی ‌زن و مرد معمولاً در صورتی ‌ازدواج می‌کنند که رابطه‌ی احساس قدرتمندی بین آن‌ها باشد و تمام نیازهای روحی یکدیگر را کاملاً برطرف کنند. شیرینی این رابطه‌ی عاطفی باعث می‌شود که آن‌ها بخواهند آن را به یک رابطه‌ی همیشگی تبدیل کنند و به همین دلیل ‌ازدواج می‌کنند. در شروع زندگی همه چیز زیبا و امیدبخش است و به نظر نمی‌رسد که هیچ عاملی مخصوصاً داشتن فرزند، بتواند این رابطه‌ی عمیق روحی را تهدید کند. در این زمان حتی فکر اینکه بچه‌دار شدن، تهدیدی برای ‌زندگی مشترک باشد، خنده‌دار و دور از ذهن است.


 داشتن رابطه‌ی احساس عمیق بر پایه‌ی دو عامل اولیه‌ی عاشق بودن و توجه داشتن به نیازهای احساسی طرف مقابل استوار است. در واقع ‌عشق دلیل توجه به نیازهای عاطفی شریک زندگی است و ارضاء نیازهای عاطفی او به ریشه‌دار شدن ‌عشق متقابل منجر می‌شود. اگر هر یک از این عوامل به هر دلیلی تضعیف شود، عامل دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تأثیر دو جانبه، دلیل اصلی ضعیف شدن رابطه‌های احساس عمیق با گذشت زمان است.


 اگر ناملایمات ‌زندگی مشترک باعث دشواری و یا حتی غیر ممکن شدن برآورده کردن نیازهای احساس زوجین شود، رابطه‌ی احساسی ‌زن و مرد با خطراتی مواجه خواهد شد. متأسفانه این خطرات معمولاً قابل پیش‌بینی نیستند چرا که ماهیت ‌عشق ممکن است آن را شکست‌ناپذیر نشان دهد. وقت کسی عاشق باشد گمان می‌کند که سرنوشت این احساس را رقم زده است و عاشق بودن هر مشکل احتمالی را کمرنگ جلوه می‌دهد. ولی هیچ‌کدام از این دیدگاه‌ها تضمینی برای تداوم همیشگی نیست و ‌عشق فقط تا زمانی که نیازهای عاطفی طرفین برآورده می‌شود، دوام دارد.


برآورده شدن کامل نیازهای عاطفی در ‌ازدواج صرفاً به توجه همه جانبه ی زوجین به یکدیگر بستگی دارد و هنگامی‌که فرزندی به این خانواده اضافه می‌شود، ناگزیر مقدار زیادی از این توجه به او معطوف خواهد شد. افزوده شدن تعداد اعضای خانواده شرایط اقتصادی را نیز متحول می‌کند و تأمین نیازهای روزمره فرزندان وقت بیشتری به خود اختصاص می‌دهد و درنتیجه زوجین زمان کمتری برای یکدیگر خواهند داشت و دیگر نمی‌توانند مانند گذشته نیازهای عاطفی‌ طرف مقابل را برآورده کنند.


هر دلیلی که توجه همسران به یکدیگر را کاهش دهد، حتی تولد فرزندان مانعی برای حفظ روابط احساس زن و شوهر محسوب می‌شود و بدین ترتیب یکی از دو عامل اصلی حفظ ‌عشق متقابل به تدریج تضعیف می‌شود. ‌زن و مردی که تا پیش‌ازاین خود را نیمه گمشده یکدیگر می‌دانستند، در تقابل با حقایق زندگی، ‌عشق خود را ازدست‌رفته می‌بینند و این مسئله آغازگر سلسله‌ای وقایع ناخوشایند و حتی احتمال ‌جدایی است.


زندگی مشترکی که با ‌عشق آغاز می‌شود، در ابتدا دورنمایی زیبا و شکست‌ناپذیر دارد و این‌چنین خواهد بود اگر ‌زن و مرد بتوانند به برآورده کردن نیازهای احساسی یکدیگر ادامه دهند. ولی با توجه به آنچه گفته شد، به دنیا آمدن فرزندان صرف از نظر از همه‌ی زیبایی و احساس خوب، مشکلاتی احتمالی برای حفظ روند عاشقانه‌ی ‌زندگی مشترک در پی دارد چرا که فرزندان قسمت عمده‌ای از توجه پدر و مادر را به خود اختصاص می‌دهند.


در حقیقت فرزندان نیازی به توجه 24 ساعته ی پدر و مادر ندارند و توجه بی قید و شرط والدین به یکدیگر، برای آن‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند. اگر در این رابطه مقصری وجود داشته باشد، دیدگاه اشتباه والدین است که گمان می‌کنند باید همه‌ی توجه خود را به کودکانشان اختصاص دهند و این مسئله دلیل اصلی کم توجهی زن و شوهر به یکدیگر بعد از بچه‌دار شدن است. در واقع با نگرش درست و مدیریت صحیح زمان، هر کدام از زوجین زمان کافی برای رسیدگی به همسر و فرزندانش را خواهد داشت.

راهکار این مشکل به نحو تعجب برانگیزی آسان است و به آموزش مهارتی جدید و یا توانایی فوق بشری نیاز ندارد. صرفاً نگاهی به گذشته و بررسی دلایل اولیه‌ی ایجاد گرایش بین ‌زن و مرد و منتهی شدن آن به ‌عشق و ‌ازدواج، از جمله محبت بی‌ریا، گفتگوی صمیمانه، هم‌نشینی لذت‌بخش و رابطه‌ی جنسی راضی‌کننده، کفایت می‌کند. این دلایل اولیه مهم‌ترین عواملی هستند که حفظ آن‌ها در طول ‌زندگی مشترک به برآورده شدن کامل نیازهای عاطفی زوجین و تقویت پایه‌های ‌ازدواج منتهی می‌شود.


کافی است بعد از به دنیا آمدن فرزندان، برای رسیدگی به این نیازها یک برنامه‌ی زمان‌بندی هفتگی منطبق با شرایط زندگی تدوین کرد و به همین سادگی اشتیاق روزهای اول ‌ازدواج را برای تمام مدت زندگی حفظ نمود. مسلماً در ابتدا مشکلاتی در انجام این کار وجود دارد ولی این مشکلات در مقایسه با ‌جدایی و ‌طلاق عملاً هیچ مانعی به حساب نمی‌آیند.


دانسته یا نادانسته، دلیل عدم خوشبختی بسیاری از زن و شوهرهایی که به بن‌بست رسیده‌اند، شکست در برآورده کردن نیازهای عاطفی یکدیگر است و این مشکلات با هدایت آن‌ها به تدوین یک تفاهم‌نامه‌ی توجه بی قید و شرط قابل حال است. به‌عنوان‌مثال می‌توان در طول هفته 15 ساعت را فقط به برآورده کردن نیازهای احساسی شریک زندگی اختصاص داد و در این ساعات فقط به کارهای که در روز اول باعث شکل گیری ‌عشق دوجانبه شده‌اند، پرداخت.

بدون شک این راهکار، روزهای زیبای شروع آشنایی و تشکیل ‌زندگی مشترک را تداعی کرده و مشکلات جاری را کمرنگ جلوه می‌دهد. با توجه به آنچه گفته اختصاص فقط 15 ساعت در هفته به تقویت یکی از عوامل اولیه‌ی شکل گیری پیوند احساسی عمیق بین ‌زن و مرد، گامی مهم و البته مفید برای بازسازی ‌عشق دوجانبه است و بی‌توجهی به آن گام نهادن در راه ‌جدایی احساسی بدون بازگشت و ‌طلاق است. برای حل مشکلات در یک ‌زندگی مشترک مبتنی بر ‌عشق، هیچ اقدامی مؤثرتر از یادآوری دلایل اولیه‌ی ایجاد این ‌عشق نیست.


در اوایل، استفاده از این راهکار ممکن است کمی مشکل به نظر برسد چرا که انبوه مشکلات ‌زندگی مشترک، احساسات اولیه را تحت تأثیر قرار داده است. ولی ازآنجایی‌که شیرینی روزهای اول زندگی توأم با ‌عشق بسیار ماندگار است، این پیش زمینه‌ی ذهنی به سرعت می‌توان شرایط خوشایند روزهای خوشبختی را به خاطر آورد و انگیزه‌ای قدرتمند برای احیای صمیمت، توجه بی قید و شرط و لذت بردن از هم‌نشینی شریک زندگی در روزگار بهتر ایجاد کند.

بنا به تجربه‌ی کسانی که از این راهکار استفاده کرده‌اند حتی وعده‌ی اعطای مبالغ هنگفت پول نیز نمی‌تواند به اندازه‌ی اشتیاق برای تجربه لحظاتی نظیر مراحل اولیه‌ی زندگی عاشقانه، زن و شوهر را به ادامه و حل اختلافات ‌زندگی مشترک مملو از مشکلات حاصل از بی‌توجهی ترغیب کند.

با حل مشکلت خانوادگی ناشی از بی‌توجهی والدین به یکدیگر بعد از تولد فرزندان در ‌زندگی مشترکی که با ‌عشق آغاز شده است در واقع اساس یک خانواده مستحکم و دارای فرزندانی با شخصیت قوی، ‌اعتماد به نفس بالا و موفق پی‌ریزی می‌شود. اگر والدین عاشق فرزندانشان باشند و بهترین شرایط ممکن را برای آن‌ها بخواهند، اولین گام برقراری و یا ادامه‌ی رابطه‌ی احساسی عمیق و ‌عشق متقابل بین خودشان است. وقتی زن و شوهر همه نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده می‌کنند، با قلبی مملو از خوشحالی و سعادت تمام انرژی و توانشان را برای ‌تربیت فرزندانی موفق به کار خواهند گرفت. در حقیقت اهمیت دادن زن و شوهر به یکدیگر، زیربنای ‌تربیت فرزندانی موفق است.

مترجم: محسن یزدانی

به تلگرام ما بپیوندید
میزان محبوبیت: 4.82(118 رای) | زمان دقیق: 2015-04-10T21:38:19+04:30
به اشتراک بگذارید معرفی به دوستان
ارسال نظرات
نطرات کاربران
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده است.
شما اولین باشید!
عضویت در خبرنامه


    
کلیه حقوق این سایت متعلق به مجله اینترنتی بیست ستون وب سایت جامع خبری خانواده می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

سئو و بهینه سازی سایت توسط دکتر سئو